تبليغاتX
دنیای شیرین من

باز هم تصمیم گرفتم براتون پست بذارم.

امروز که این پست رو می نویسم نزدیک به ۲۰ ماهمه. در تمام یک سال و اندی که نتونستم پست بذارم بابام مشغول بود.

امروز دیگه راه می رم حرف می زنم شیطونی می کنم و کلی کارای دیگه که هر روز مامان و بابام از دستم عصبانی می شن و می خندن و ... خلاصه من دوباره اومدم با عکس های جدید و حرف های تازه. هنوز عاشق صلح جهانی ام و هنوز دوست دارم هیچ بچه ای توی دنیا گرسنه نباشه.

یک عکس که تازه گرفتم

این عکس از اواخر ۹ ماهگیمه

کودکی در حال بالا رفتن از دیوار راست

کد زیر را کلیک کنید

درخواست کمک

خواهش می کنم یکی یک سایت آپلود برای من کامنت بذاره ظاهرا همه سایت های آپلود فیلتر شده

یه دفعه 9 ماهه شدم

بعد از چند ماه که نتونستم براتون پست بذارم یه دفعه به خودم آمدم دیدم ۹ ماهم شده. حالا چند جور میوه می خورم. غذاهای مختلف می خورم. بابا. مامان. به به. گل. کیه و چیه رو می گم. تازه می دونم عید چیه. چون یه عید رو دیدم. کارهایی هم که بلدم این که بابام می گه عطسه کن عطسه می کنم وقتی هم سرفه می کنه من هم یه چورایی سرفه می کنم. بای بای هم یادگرفتم. دست هم می زنم و اگه نامحرم نباشه حرکات موزون (یعنی نانای) هم می کنم.  

تا پست بعدی ...  که می خوام براتون عکس بذارم خداحافظ

تغییرات شش ماهگی 5

به سلامتی از پله هم رفتم بالا

دیروز وقتی بابام منو پیدا کرد که روی پله دوم خونه بودم. البته چندتا پله دیگه هم داریم ولی بابام منو گرفت.

حالا هم توی تخت پارکم یک زندون برام درست کردن که اسمشو گذاشتن خونه هستی. دیوارهاش از هر چهار طرف راسته. اما من به فکر اینم که چطور می شه از دیوار راست بالا رفت. خبرشو بهتون می دم.

تغییرات 6 ماهگی 4

دیگه راحت و بی کمک می نشینم. توی روروئکم راحت راه می رم. به همه چیزهای اطرافم توجه فعال می کنم. بعضی از تبلیغ های تلوزیون رو دوست دارم و بهشون کاملا توجه می کنم. به محیط های جدید علاقه دارم و وقتی می ریم مهمونی می فهمم که محیط عوض شده و همه چیزهاش برام جالبه. خلاصه دارم مثل آدم ها عکس العمل نشون می دم.

تغییرات 6 ماهگی 3

خیلی وقته که نمی تونم آپ کنم. وقت نداشتم گرفتار بودم. اما توی این مدت خیلی اتفاق ها افتاده. یکیش اینه که چند شب پیش گفتم بابا

من که منظوری نداشتم ولی نمی دونم چرا بابام اینقدر خوشحال شد.

تغییرات شش ماهگی 2 : آقا مسواک می خریم

فراخوان :

قابل توجه شرکت های تولید کننده مسواک و خمیر دندون : من یه مسواک و یک خمیر دندون می خوام. لطفا تقاضاهای مناقصه خودتونو تو وبلاگم بذارین.

از کسانی که به وبلاگ من سر می زنن در خواست دارم که حتما جواب این پست منو بدن. من شدیدا دنبال یه چیز دندون گیر می گردم. چون اولین دندونمو درآوردم. حالا شانس منو ببینین حالا که من می خوام گاز بگیرم می گن گاز کمه باید صرفه جویی کرد.

بابام می گه هر که دندان می دهد نان می دهد. من خودم دندون درآوردم ولی می گن تو کتابا نوشته بابا نان داد!!!!

از کسایی که دندون طمع دارن٬ دندون گردن٬ برای مردم دندون تیز می کنن٬  می خوام که برام پست نذارن. از کسایی که دندون عقلشون درآمده و دندون رو جیگر می ذارن می خوام که به من هم یاد بدن چجوری می شه عقل و حوصله آدم زیاد بشه.

تغییرات 6 ماهگی

امروز من نیم ساله شدم. بابام می گه تا ۹۰ سالگی ۵/۸۹ سال هنوز باقی مونده. ولی من هنوز فقط بلدم تا ۱ بشمرم. نمی دونم بقیه اشو چه جوری باید زندگی کنم.